هواپیماهای ناندرتال | هوافضای جوان

هواپیماهای ناندرتال!

«هواپیما دو بال داره و دو دم افقی و یک دم عمودی. یک بدنه هم همه این ها رو به هم وصل میکنه و محل قرار گرفتن بار و مسافر ها رو هم فراهم میکنه.»

این تصور خیلی از ماها از یک هواپیماست و اگر از ما خواسته شود یک هواپیما نقاشی کنیم، احتمالاً خیلی از ماها همچین چیزی بکشیم. اینکه خیلی از ما در ذهنمان تصویر مشترکی درباره هواپیما داریم ناشی از اینست که در دوران بلوغ صنعت هواپیماسازی متولد شده ایم. در این دوره، مهندسین هوافضا تقریباً متوجه شده اند که چه ایده هایی برای ساخت یک وسیله پرنده مناسب است و چه ایده هایی جواب نمیدهد، برای همین چارچوب های کلی طراحی یک هواپیما مشخص شده و کمتر از دوران جوانی این صنعت، ایده های عجیب و غریب برای ساخت هواپیما دیده می شود!

اما شرایط همیشه اینطور نبوده،.. در گذشته مهندسین هوافضا برای اینکه بفهمند چه مدل هواپیمایی بهتر کار میکند، ایده های مختلفی را امتحان می کردند و زحمت و هزینه زیادی برای طراحی یک مدل بهتر و جدید صرف می کردند. شاید دیدن این عکس ها که اکثرشان مربوط به پروژه های نه چندان موفق بودند باعث شود خیال کنیم زحمت آنها به باد رفته و محصول ارزشمندی نداشتند، اما واقعیت اینست که تلاش به ظاهر شکست خورده آنها باعث شده ما امروز بعضی کوچه های بن بست در مسیر پرپیچ و خم رسیدن به یک طرح موفق را بشناسیم و راه را راحت تر پیدا کنیم. اگر آنها هزینه این شکست ها را تقبل نمی کردند، ما هوافضایی های جوان امروز باید این راه ها را امتحان می کردیم و این هزینه ها را پرداخت می کردیم.

پس در ادامه بعضی از هواپیماهای با ظاهر عجیب که مسیر هواپیما سازی این روزهای ما را تعیین کردند، میبینیم.

از Caproni Stipa شروع میکنیم، هواپیمایی که بیشتر از اینکه شبیه یک هواپیما باشد، شبیه به یک کاریکاتور از هواپیماست. با ظاهری گرد درست مثل جیمبو. این هواپیمای ایتالیایی در سال ۱۹۳۲ ساخته شد. گذر جریان هوای ملخ موتور از وسط بدنه اصلی ترین مشخصه متمایز این هواپیماست که آن را از ظاهر معمول هواپیماها دور میکند.

The Stipa Caproni 2

سال ۱۹۶۸ یک مهندس هوافضای پیشروی آلمانی به نام الکساندر لیپیش هواپیمایی شبیه به stipa caproni ساخت. این هواپیما علاوه بر ظاهر شبیه به بشکه ی همتای ایتالیایی اش، یک مشخصه دیگر هم دارد… در این هواپیما به نظر می رسد بال ها حذف شده اند. در واقع پوششی که دور پره های ملخ موتور قرار گرفته، جوری طراحی شده بود که کار بال ها (یعنی تولید نیروی برآ) را انجام می داد.

Alexander Lippisch's Aerodyne

این ایده برای شکل دادن بال به صورت یک حلقه در جاهای دیگه ای هم مورد استفاده قرار گرفته بود. Snecma coleopter C450 یک هواپیمای فرانسوی بود که در ۱۹۵۸ با بال حلقوی ساخته شده بود. این هواپیما علاوه بر اینکه ظاهر منطقی تری داشت، میتوانست به صورت عمود از روی زمین بلند شود.

images_Beetle-C450-FLASH

در واقع هیچ کدوم از این هواپیماها بال ها را حذف نکرده بودند، بلکه اون ها را به شکل نامعمولی درآورده بودند. اما در سال های ۱۹۶۶ الی ۱۹۷۰ ناسا در حال کار روی یک پروژه جدید بود که بال ها را واقعاً از داخل هواپیما حذف میکرد. حاصل این پژوهش هواپیماهای با بدنه ی برآزا بود که بدون بال بتوانند نیروی لیفت مورد نیاز را تولید کنند. تصویر زیر (HL 10) یکی از هواپیماهایی است که برای این برنامه تولید شده بود.

X24

اما به جز مورد بالا، کار روی تغییر شکل بال ها هنوز ادامه داشت. بال حلقوی کم کم رو شکل گرفتن بود. هواپیمای زیر از بالی مشابه coleopter اما ظاهری به مراتب معمولی تر استفاده می کرد. دلیل استفاده از این شکل بال جلوگیری از شکل گیری گردابه های نوک بال و ایجاد درگ القایی بود.

0657152

جالب است بدانید علاوه بر فرم حلقوی بال، هواپیماهایی هم وجود داشته اند که از بالی با شکل دایره استفاده می کردند. قدیمی ترین تصویری که از این نوع بال در دسترس است مربوط است به سال ۱۹۳۴ و هواپیمایی ساخت استفان نمث.

18hzmb1y5nkntjpg

این فرم و حالات مشابه آن تا سال ها بعد هم مورد توجه قرار گرفت. ۱۹۴۲ امریکایی ها هواپیمایی به نام Vought V173 ساختند که به پنکک پرنده معروف شد! این هواپیما که در رده بال پرنده (flying wing) دسته بندی می شود. در سال های جنگ دوم جهانی به عنوان یک جنگنده ی آزمایشی ساخته شده بود.

Vought V-173 2

امریکایی ها این شکل بال را به همین سادگی رها نکردند. Avro Canada VZ9 که در سال ۱۹۵۹ تولید شد، بخشی از یک پروژه سری ارتش امریکا بود که ظاهری شبیه به بشقاب پرنده داشت و با فشرده کردن هوا در زیر بدنه اش میتوانست از زمین بلند شود. این پرنده را باید یکی از نمونه های موفق پرنده های VTOL (برخاست و فرود عمودی) دانست. که برای جابجایی یک نفر در ارتفاع بسیار کم ساخته شده بود.

Avro Canada VZ-9 Avrocar

یک نمونه ی دیگر از پرنده ی عمودپرواز یک نفره ی نظامی امریکایی HZ1 نام داشت. این پرنده که در سال ۱۹۵۴ تولید شد، برای جابجایی جاسوس در مأموریت های شناسایی در میدان جنگ طراحی شده بود. این طرح شاید یکی از بدترین اشتباهات در طراحی باشد. صدای زیاد ملخ این پرنده دشمن را متوجه می کرد و در صورت درگیری، هیچ چیز آسیب پذیرتر از یک سرباز بی سنگر که در ارتفاعی بالاتر از سطح زمین قرار گرفته (یعنی خلبان این پرنده) نیست. ضمن اینکه دقت کنید: برخلاف هلیکوپترها پره های این پرنده زیر پای خلبان هستند. کوچکترین عدم تعادلی میتوانست خلبان را به داخل پره ها پرتاب کند!

De Lackner HZ-1 Aerocycle Flying Platform

اما تلاش های عجیب برای رسیدن به پرنده ی عمود پرواز مثال های دیگری هم داشت. (در واقع به دلیل اینکه عمود پرواز بودن یک قابلیت و برتری تاکتیکی در میدان جنگ است، این تلاش تا به امروز هم متوقف نشده) در سال ۱۹۵۳ این پرنده یعنی Lockheed XFV ساخته شد. این پرنده هم میتوانست به صورت معمولی نشست و برخاست داشته باشد و هم در شرایط سخت که فرودگاهی نیست میتوانست به صورت عمودی تیک آف و فرود را انجام دهد. برای فرود عمودی خلبان حسی شبیه به دنده عقب رفتن با خودرو را تجربه میکرد و باید روی دم فرود می آمد!

Lockheed XFV

اما  افزایش برتری تاکتیکی در میدان جنگ با استفاده از نشست و برخاست عجیب فقط به عمود پرواز بودن محدود نیست. استفاده از فرودگاه های نوآورانه مثل پرواز از روی آب یا ناوهواپیمابر و… ایده های دیگر بشر برای این هدف بودند.

اما شاید یکی از عجیب ترین جاها برای شروع پرواز، داخل دل یک هواپیمای دیگر باشد! McDonnel XF85 یک جنگنده تولید ۱۹۴۸ امریکا بود که به عنوان یک بمب داخل بمب افکن B52 قرار میگرفت و با نزدیک شدن به هواپیمای هدف، به بیرون پرتاب میشد و پروازش را شروع می کرد. برای اینکه این هواپیما داخل محل بمب قرار بگیرد، این ظاهر کوچک و جمع و جور را برایش تدارک دیدند.

the-10-weirdest-aircraft-to-ever-fly

همانطور که گفتیم نشست و برخاست از روی آب یک قابلیت مورد توجه در بسیاری از هواپیماهاست. این کار امروزه یک حرکت عجیب به حساب نمی آید اما بعضی نمونه های هواپیماهایی که با این قابلیت (دو زیست بودن) ساخته شدند، ظاهر بسیار عجیبی داشتند. Bartini Beriev VVA14 (تولید دهه ۷۰ میلادی) یکی از عجیب ترین آنهاست با ظاهری کاملاً عضلانی که از نظر ایرودینامیکی عملکرد بسیار ضعیفی داشت. هواپیماهای دو زیست جدید ظاهری استانداردتر دارند تا هم در آب و هم در پرواز عملکرد خوبی داشته باشند. در قسمت پایینی تصویر زیر، این پرنده در حالت پرواز و حرکت در آب دیده می شود.

18hzo2mptzvoijpg

هواپیمای بالا یکی از عجیب ترین هواپیماهای دوزیست است. اما عجیب ترین نیست. غیر منطقی ترین ظاهر پرنده مربوط به Caproni CA60 است که البته قرار بود هواپیمای مسافربری ۱۰۰ نفره باشد. این کشتی به جز یک پرواز کوتاه در ۱۹۲۱ هیچ وقت موفق به پرواز نشد.

Caproni-Ca60-Noviplano-

علاوه بر هواپیماهای دوزیست باید یک مدل هواپیمای ناو نشین اولیه را هم ببینیم. هواپیمای انگلیسی Libelula یکی از تلاش های اولیه برای ساخت یک هواپیمای مناسب برای فرود روی ناو بود. برای اینکه خلبان دید مناسبی در لحظه فرود داشته باشد، مجبور شدند ساختار بال و بدنه را به کلی به هم بریزند.

Libellula

هواپیمای با ساختار دگرگون شده دیگر XF82 است. هواپیمایی که در سال ۱۹۴۶ توسط امریکایی ها ساخته شد و در واقع چیزی نبود جز اتصال دو جنگنده از نوع موستانگ به همدیگر.

5

 

این پرنده ظاهر غیر معمولی دارد اما از نظر به هم ریختگی ساختار به هیچ وجه به پای رقیب آلمانی اش bv141 نمی رسد. ظاهر نامتقارن این هواپیما بسیار نادر است.

2

و در پایان، Kalinin K7 معروف به قلعه ی پرنده ی روسی. یک هواپیمای زمخت و غول پیکر بود که حوالی سال ۱۹۳۰ برای بمباران سنگین ساخته شد. از این غول پرنده تنها یک نمونه ساخته شده بود که در یک سانحه نابود شد.

 

Russian flying fortress

 


پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

لطفا معادله امنیتی را وارد کنید. * Time limit is exhausted. Please reload the CAPTCHA.