مصاحبه با مهندس محمد انصاری | هوافضای جوان

مصاحبه با مهندس محمد انصاری

1

ما را تمام لذت دنیا به جست و جوست/پویندگی تمامی معنای زندگی است

مهندس محمد انصاری متولد سال ۱۳۱۳ در شهرستان سراب از استان آذربایجان شرقی هستند. ایشون با آن که حدود هشتاد سال سن دارند ولی همچنان سرزنده و با انرژی در فعالیت های مختلفی شرکت دارند و هم اکنون در دانشگاه امیرکبیر و دانشکده ی صنعت هواپیمایی تدریس می کنند و طی نظرسنجی ها محبوب ترین استاد در هر دو جا انتخاب شدند.

استاد لطف کنید رزومه ی مختصری از خودتان بفرمایید.

من متولد ۱۳۱۳ هستم . سال ۱۳۳۰ وارد خدمت هواپیمایی شدم و الان ۶۴ امین سال خدمت را می گذرانم. سال ۱۹۵۵ برای آموزش در دوره ی ارتباط الکترونیک و ناوبری به آمریکا فرستاده شدیم. بعد از بازگشت اولین شعبه ی ناوبری را در مهرآباد راه اندازی کردم و بعد از آن، خلبانان که با دید پرواز می کردند، با ناوبری پرواز کردند. در سال ۱۳۳۷ وارد دانشگاه نظامی شدم. در سال ۱۹۶۲ در آزمونی برای انتخاب افراد جهت راه اندازی سیستم استاندارد مترولوژی شرکت کردم و نفر اول شدم و اعزام شدم به کلورادو و دو سال دوره ی کالیبراسیون و استاندارد را دیدم و بعد به فرانسه آمدم و بیش از یک سال هم در شاتاروی فرانسه کارآموزی کردم و بعد به ایران آمدم و کلنگ استاندارد و کالیبراسیون را در ایران به زمین زدم. برای اجرای استاندارد اول از هواپیمایی شروع کردیم و بعد در مخابرات و شرکت نفت و به همین ترتیب در تمام کشور اجرا کردیم و در دنیا دو بار پشت سر هم در استاندارد و کالیبراسیون مدال طلا گرفتیم و کالیبره کردن دستگاه های کشورهای پاکستان، عربستان، ترکیه، اردن و.. تا ۸ کشور را به عهده گرفتیم.

در سال ۶۹ برای دوره ی کالیبره ی موشک به نوادای آمریکا رفتم. در سال ۱۹۷۴ در دوره ارزیابی دستگاه های اندازه گیری دقیق شرکت کردم و از سال ۱۹۷۶ تا۱۹۷۷ در دوره ی عالی ستاد و فن آوری( فوق لیسانس) در دانشگاه هوایی آلاباما تحصیل کردم.

به همراه این کارها مدرک زبان انگلیسی سه ساله را در سال ۱۳۳۶ در انجمن ایران آمریکا گرفتم و در سال ۱۳۵۲ کارشناسی زبان انگلیسی را در دانشگاه تهران دریافت کردم. در سال ۱۳۶۲ هم مدرک دوره ی اعتبارات اسنادی و قراردادها را در مرکز آموزش عالی بانک مرکزی گرفتم.

البته این را هم به شما نگفتم که در آمریکا دوره ی خلبانی رفتیم و از پنج نفری که بودیم یکی سقوط کرد. مادرم نامه داد که اگر ادامه بدهی شیرم را حلالت نمی کنم. حرف مادر برایم خیلی مهم بود و یک هفته ناراحت بودم تا اینکه به روابط عمومی قضیه را گفتم و آنها گفتند که پس اگه نمی خواهی تو را به ایران بر می گردانیم. زدم زیر گریه و گفتم که اگر برگردم اخراجم می کنند بعد از آن، دوره ام را عوض کردند و فرستادند الکترونیک.

یکی دو سال بعد از انقلاب که بحث بیانیه ی الجزایر مطرح شد برای حل اختلافات قراردادی به الجزایر رفتیم و و برای بحث های حقوقی به وین و دادگاه لاهه هم می رفتیم.

*منظور از کالیبراسیون تنظیم ابزار و دستگاه هاست تا بتوانند بدون خطا کار خود را انجام دهند.*

استاد چه شد که وارد دانشگاه شدید و به سمت هوافضا و هوانوردی آمدید، با وجود اینکه این رشته آن زمان شناخته شده نبود؟

واقعیت این بود که از نظر علاقه در دوران کودکی هر وقت هواپیمای دوباله (هواپیمای برزنتی) رد می شد، می رفتم پشت بام برای تماشا. علت دیگرش هم این بود که پدرم فرش فروشی داشت و ورشکست شده بود و نتوانست آنجا (سراب) بماند و آمدیم تهران و چون پسر بزرگ خانواده بودم شب ها درس می خواندم و روزها کار می کردم و پنج سر عائله را می گرداندم و دنبال این بودم که هر دری که برای کار باز بود بروم و دیدم که در هواپیمایی باز است و رفتم.

برای ورود به دانشگاه کنکور دادید؟

نه، آن موقع اگر شما یک مدرک داشتید ده تا در برای شما باز بود و من دیپلم را که گرفتم رفتم هوافضا.

از شروع به کارتان در دانشگاه برایمان بگویید. علی الخصوص که شما از بنیان گذاران دانشکده صنعت هواپیمایی هم بوده اید.

دانشکده ی صنعت هواپیمایی در ابتدا در سال ۱۳۲۸ به اسم مدرسه ی تربیت خلبان در قلعه مرغی تاسیس شد و بعدا در سال ۱۳۴۲ به آموزشگاه عالی هوانوردی تغییر کرد. ما پنج نفر ایرانی بودیم و هفت نفر کانادایی که آنجا شروع به کار کردیم و الان که اسمش شده دانشکده ی صنعت هواپیمایی، به مدت ۵۴ سال در آنجا تدریس می کنم. درکنار این کارها ۵ سال شریف تدریس کردم و ۱۶ سال هم هست که در امیر کبیر مشغول تدریس هستم.

الان هم سن های ما صبحانه می خورند و میروند پارک و با هم دعواشان می شود و برمیگردند خانه، ولی ما هم چنان تا آنجایی که بتوانیم در خدمت جوانان خواهیم بود.

یک کاری هم بنده که انجام داده ام این است که دو سال قبل از انقلاب عضو تیم خرید F-16 بودم که به پنتاگون می رفتیم همچنین آنها می آمدند ایران. من آنجا برای الکترونیک و ناوبری رفته بودم و چون از همه جوان تر بودم ترجمه ی حرفهای این ها را به عهده ی من گذاشتند. من هر روز تند تند حرف های آمریکایی ها را می نوشتم و شب در هتل ترجمه می کردم برای صبح. البته این را هم بگویم که در این قضیه هم آمریکایی ها به ما نارو زدند و ۹۰ درصد پول را که گرفته بودند بدون تحویل هواپیما بعد از انقلاب بلوکه کردند.

un2ed

از آن جا که شما بیش از ۶۰ سالاست که در این حوزه فعالیت دارید دوست داریم بدانیم به نظر شما در تمام این سال ها بزرگترین نقاط قوت و ضعف هوافضا و هوانوردی در ایران چه بوده است؟

هوش بچه های ایرانی و علاقه مندی و توانمندی ایرانی ها از نقاط قوت این صنعت است و نقطه ی ضعف سنتی بودنمان است چون ما سمت پژوهش و تغییر نمی رویم. چندین سال پیش هر کس کاری می کرده ما هم همان کار را می کنیم و به تغییر فکر نمی کنیم.

الان من به دانشجوها می گویم که در رشته ای که انتخاب کرده اید راه رفتن حرام است و باید بدوید چون روز به روز تکنولوژی در حال پیشرفت است.

استاداگر موافقید کمی تخصصی تر به حوزه ی خودتان بپردازیم. از آن جا که بحث سوانح هوایی در صنعت هوانوردی مسئله بسیار حیاتی و مهمی است و شما هم مقالات و مطالب زیادی در این زمینه منتشر کرده اید و از صاحب نظران این حوزه اید، بفرمایید که دلیل بالا بودن سوانح هوایی در ایران را چه می دانید؟

خلبان های ما به روز جلو نمی روند و چند سال پیش با مدرکی که گرفته اند کار می کنند. افراد را باید دائما ارزیابی بکنند زیرا اکثر تصادفات ما تقصیر آدم هاست.بعضی از خلبان ها مقررات را رعایت نمی کنند.

پس شما عوامل انسانی را علت اصلی تصادفات معرفی می کنید و قدیمی بودن هواپیماها را دلیل سوانح نمی دانید؟

بله بله. ببینید شما ظاهر هواپیما، بال و بدنه را می بینید، در حالی که معمولا قطعات داخلی عوض شده اند. ما عضو ایکائو (سازمان بین‌المللی هوانوردی کشوری) هستیم و بعد از تایید آنها پرواز می کنیم.

ایمنی مظلوم واقع شده. ما به واکسن ایمان نداریم و می گذاریم مریض شویم تا آمپول بزنیم. قدیم می گفتند که بشر جایز الخطاست ولی الان بشر جایز الخطاست جز بشر هوافضا! در هوافضا اولین اشتباه آخرین اشتباه است. ایمنی شرط اولیه  و الزامی انجام هر کاری است. در زمان جنگ خلبانی که دانشجوی خودم بود خدا رحمتش کند ، یادم هست که خیلی هم سر کلاس با او بحث کرده بودم که ارتفاع سنج را باید با توجه به دمای محیط تنظیم کرد، ولی ایشون انجام نداده بود و موقع فرود اضطراری زود فرود آمد و چند تا از فرماندهان جنگ از جمله ستاری و باکری از دست رفتند.

با توجه به رفع تحریم های صنعت هوایی پیش بینی شما از آینده صنعت هوایی ایران هم از لحاظ حمل و نقلی و هم ساخت هواپیما چیست؟

اگر تحریم برداشته شود شرکت ها آنچنان که در برنامه هایشان دارند بیش از دویست فروند هواپیمای نو خواهند خرید و ناوگان هوایی نو خواهد شد. الان هواپیماهای ما قدیمی هستند و ۴۰ سال عمر دارند و باز پرواز می کنند و به همت بچه هاست که پرواز می کنند. تعمیر و نگهداری هواپیماهای قدیمی گران تمام می شود. از جهتی هر یک از این هواپیماهای جدید که بیاید، ۱۲۰ نفر اشتغال مستقیم ایجاد می کند. ثمره ی دیگرش این است که ما قطعات لازمه را به قیمت واقعی خواهیم خرید و گران تر نمی خریم. از طرفی همکاری های علمی بوجود خواهد آمد و ما می توانیم هواپیما بسازیم. من آینده را خیلی خیلی روشن می بینم. چون ما مغز را داریم و اگر سرمایه ی مالی و فنی را داشته باشیم ببینید چه ها خواهیم کرد!! قدر خودتان را بدانید.

از جهتی هم پروازهایی که از منطقه ی پروازی ما فعلا عبور می کنند ۲۱۴۰۰۰ هستند که از هر کدام ۵۰۰۰ دلار می گیریم ، با رفع تحریم ها می توانیم کریدور ها را از هزار پایی به ۵۰۰ پایی تغییر بدهیم و تعداد پرواز های عبوری را به ۴۰۰۰۰۰ برسانیم.

ما می توانیم بعد از تحریم در آسیا حتی کنسرسیوم تشکیل بدهیم و به همراهی کشور های اطراف هواپیما بسازیم.

ضعفی که ما داریم این است که موازی کاری می کنیم و یک کار را گروه های مختلفی انجام می دهند و این بودجه را هدر می دهد. اگر مدیریت یکپارچه شود و جلوی فرار مغزها را بگیریم ما موفقیم.

برنامه پیشنهادی شما برای شناساندن رشته هوافضا به بچه چیست؟

دانش آموز را باید راغب کرد. باید برای دانش آموز تور بگذاریم. تلویزیون برنامه های جذاب متناسب با سن و سال بچه ها بگذارد، طوری که بچه ها هوافضا را لمس کنند. حتی لازم است که نشریاتی در این باره چاپ شود و رایگان در اختیار دانش آموزان و مدارس قرار بگیرد. با این کارها چند سال بعد ما نفر اول می شویم در حوزه ی هوافضا.

استاد مطمئنا در این سال ها خاطرات تلخ و شیرین زیادی از این رشته داشته اید. لطفا یکی از شیرین ترین خاطره هایتان را برای ما تعریف کنید.

خاطره زیاد دارم ولی یک وقتی بود در مهرآباد هواپیمایی بود که به آن L-4 می گفتند و سیلندر پیستونی بود و ملخش را با دست می چرخاندند . من با خلبان در فرودگاه مهرآباد سوار هواپیما شدیم _ آن موقع هم ارتباط با برج مراقبت نبود و بال را سه بار تکان می دادیم. برج اگر اجازه می داد سبز شلیک می کرد و اگر اجازه نمی داد قرمز. خلاصه نشستیم و حرکت کردیم و خدا رحمت کند پرویز ندیمی(خلبان) گفت که باد پهلو داریم و الان است که چپ کنیم. بال هواپیما برزنتی بود و فقط اسکلت بال آلومینیومی بود. گفتیم چکار کنیم؟چکار نکنیم؟ گفت باید سر بخوری بروی از نوک بال آویزان بشی؟ جوان بودیم و جویای نام. با بدبختی رفتم و آویزان شدم. آن موقع در مهرآباد پروازهای نظامی و غیر نظامی یک جا بودند و آنهایی که آمده بودند برای استقبال مسافرین ، شروع کردند به دست زدن. داد می زدند قهرمان ، سوت و دست و فلان ….. حالا ببین آنها چه فکر می کردند. هواپیما را پارک کردیم ، گفتم پرویز بیا از پشت در برویم . بالاخره اگر علت را بپرسند باید راستش را بگوییم و بهتره که همان قهرمان بمانیم.

خلاصه از آنجاست که به اینجا رسیده ایم.

نمونه ای از همواپیمای l-4

نمونه ای از همواپیمای l-4

در پایان اگر توصیه ای برای جوان ها دارید بفرمایید.

توصیه ام این است که کنار هوافضا زبان انگلیسی را بخوانند چون کتاب ها به انگلیسی است و انگلیسی زبان بین الملل است. دکتر ایرانی ، دارو ایرانی ، ولی نسخه به زبان انگلیسی تجویز می شود. دوم اینکه به وقتشان اهمیت بدهند. اگر به جای راه رفتن بدوند هم کم است.

من شنبه و یکشنبه بعد از ظهر دانشگاه امیر کبیر کلاس دارم و سه شنبه و چهارشنبه در دانشکده ی صنعت هواپیمایی هستم، اگر دانش آموزی واقعا مشتاق هست بیاید و در کلاس ها شرکت کند و من راهنمایی اش می کنم.

نمونه هایی از مدارک و تقدیرنامه های مهندس را در زیر می بینید:

3d

2

3med

u2d


5 دیدگاه در ”مصاحبه با مهندس محمد انصاری

  • ۱۲ مهر ۱۳۹۴ در ۹:۲۴ ق.ظ
    پیوند یکتا

    الان واقعا گیج شدم، نمیشه که مطالب جدیدتون (اصطلاحا نوشته های روز) رو در صفحه ی اول سایت اعلام کنید؟

    پاسخ
    • ۱۲ مهر ۱۳۹۴ در ۷:۲۸ ب.ظ
      پیوند یکتا

      در مورد گذاشتن مطالب جدید در صفحه اصلی، به زودی بخشی مجزا برای نمایش جدیدترین مطالب در نظر میگیریم، اما با توجه به دسته بندی موضوعی مطالب سایت، به نظر میاد (اگر احساس می کنید دسته بندی سایت گیج کننده است) استفاده از صفحه نقشه سایت بیشتر کمک کنه تا لیست به هم ریخته ای از مطالب جدید.

      پاسخ
  • ۱۷ مهر ۱۳۹۴ در ۱۲:۲۶ ب.ظ
    پیوند یکتا

    سلام بر استاد سرزنده, مهندس انصاری بزرگوار.
    سلامت باشی مرد یگانه

    پاسخ
  • ۲۰ بهمن ۱۳۹۴ در ۱۲:۰۳ ب.ظ
    پیوند یکتا

    سلام. لطفا اگر میخوان به دانش آموزان کمک بکنن یه ایمیل بدهند که ما هر هفته پا نشیم بریم امیرکبیر !!!

    پاسخ
  • ۳۱ تیر ۱۳۹۵ در ۲:۴۸ ب.ظ
    پیوند یکتا

    افتخار می کنم که یه ترم شاگرد ایشون بودم
    بهترین درسی که تو کارشناسی داشتم با ایشون بود …
    واقعا دلسوز دانشجو ها هستن

    پاسخ

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

لطفا معادله امنیتی را وارد کنید. * Time limit is exhausted. Please reload the CAPTCHA.