شهید عباس بابایی زندگینامه | هوافضای جوان

شهید عباس بابایی

سر کلاس نشسته بودیم که معلم وارد کلاس شد. برعکس همیشه که لیست کلاس دستش بود این دفعه با یک کتاب اومده بود. فضولی ام گل کرد و با دقت به جلد خیره شدم تا اسم کتاب رو بخونم. روی کتاب عکس سیاه و سفیدی از یه جوان بود و نوشته بود «پرواز سفید». بدون مقدمه سرجاش نشسته و کتاب رو باز کرد و مشغول خوندن شد. رفتار غیر معمول معلم همه بچه ها رو ساکت کرد و کلاس سروپا گوش شد تا ببینه معلم چی داره می خونه. گویا نقش اول داستانی که معلم می خوند، نوجوانی هم سن و سال خودمون به اسم عباس بود. داستان از این قرار بود که مدرسه ای که عباس توی اون درس می خونده، یه مستخدم پیر داشت. سن بالای مستخدم مدرسه باعث میشد که نتونه به تمام کارهایی که بهش سپرده بودن برسه. یک روز معاون مدرسه که می بینه حیاط وکلاس ها کثیف اند، جلو چشم عباس و همکلاسی هاش سر مستخدم داد میزنه و این پیرمرد رو به شدت شرمنده می کنه. از فردای اون روز پیرمرد در کمال تعجب می بینه با این که نرسیده کلاس ها و حیاط رو جارو کنه ولی هر روز از روز قبل تمیز تر میشند. مصمم میشه تا سروته این ماجرا رو روشن کنه، برای همین تصمیم می گیره تا کل شب رو کشیک بده. پیرمرد که تو کشیک از خستگی خوابش برده بود با صدای جارو از خواب می پره. خوب که دقت می کنه توی تاریکی  سایه ی پسر نوجوانی رو می بینه که مشغول جارو کردن حیاط شده. نزدیک که میره به راز تمیز شدن حیاط پی می بره…..

« عباس نمی تونست شرمنده شدن پیرمرد مهربون مدرسه شون رو ببینه….»

بابایی6

یکی از چیزهایی که میزان ثروت کشور ها رو مشخص می کنه، منابع زمینی مثل نفت، گاز و فلزات گران بهاست. به عبارت دیگه همه کشور ها از منابعشون تولید ثروت می کنند اما بدون شک بالاترین اون ها، منابع انسانیه. چون بهره برداری صحیح از هریک از منابع وابسته به انسان هایی است که اون ها رو مدیریت می کنند. ۸ سال دفاع مقدس ثابت کرد که ایران ثروتمند ترین کشور دنیاست. عباس بابایی هم یکی از ارزشمندترین گنجینه های کشور ما بود که حتی شهادتش مایه ی برکت است و شخصیت بلندش، مشق نوجوان های ایران شد.

13920514130639796939774

عباس بابایی در سال ۱۳۲۹ تو شهرستان قزوین به دنیا اومد. بعد از گذروندن دوره دبستان و متوسطه توی شهر خودش، در سال ۱۳۴۸ برای ادامه تحصیل راهی دانشکده ی خلبانی نیروی هوایی شد. بعد تموم شدن دوره مقدماتی در عرض ۱ سال، برای تکمیل دوره اش به آمریکا اعزام شد. اگرچه شرایط زندگی در آمریکا به لحاظ آداب و رسوم و سطح زندگی با ایران فرق داره اما آمریکا هم نتوانست با اون همه زرق و برق، عباس رو عوض بکنه. با مرور کردن خاطرات دوران زندگی شهید در آمریکا، این حدیث حضرت علی(ع) که:«المومن کل جبل الراسخ لا یحرکه العواصف»(یعنی: مومن مثل کوه محکم است و هیچ بادی در او اثر نمی کند) مصداق واقعی اش رو پیدا می کنه.

بابایی4

بعد از بازگشت از آمریکا در سال ۱۳۵۱ خلبان بابایی در پایگاه چهارم هوایی دزفول مشغول به خدمت شد. سه سال بعد هم یعنی ۱۳۵۴ با دختر دایی اش خانم صدیقه حکمت ازدواج کرد. سلما، حسین و محمد حاصل این ازدواج بودند.

بابایی1

هم زمان با بازگشت شهید بابایی از آمریکا هواپیماهای پیشرفته اف-۱۴ ای که رژیم شاه اون ها رو خریداری کرده بود وارد ناوگان نیروی هوایی شد. شهید بابایی هم که استعداد و مهارت خودش رو در پرواز با اف-۵ نشون داده بود، درسال ۱۳۵۵ برای پرواز با جنگنده های جدید الورود انتخاب و به پایگاه هشتم هوایی شکاری اصفهان فرستاده شد. طولی نکشید که در اون جا هم به عنوان یکی از بهترین خلبان های اف-۱۴ انتخاب شد.

بعد از پیروزی انقلاب در سال ۱۳۶۰ در اوج شایستگی علاوه براینکه به درجه سرهنگ دومی نائل شد، به عنوان فرمانده پایگاه هوایی هشتم شکاری اصفهان منصوب شد. دو سال بعد یعنی سال ۱۳۶۲ با ارتقا به درجه سرهنگی برای تحویل گرفتن سمت معاون عملیاتی نیروی هوایی عازم تهران شد.

بابایی5

شجاعت و ایثاری که شهید در انجام ماموریت ها از خودش نشون میداد باعث شده بود که از بین تمام خلبان های نیروی هوایی، عباس بابایی معروف ترین و محبوب ترین چهره از نظر بیسجی ها باشه. از این فرمانده ی مقتدر اما سربه زیر، مجموعا بیشتر از ۳۰۰۰ ساعت پروازی با انواع جنگنده هایی مثل اف۵ و اف۱۴ گزارش شده است. در بین سال های ۱۳۶۴ تا ۱۳۶۶ که سال شهادت عباس بابایی هم بود، بیشتر از ۶۰ ماموریت جنگی با موفقیت کامل انجام داد تا خاطره خوشی که از پرواز جنگنده های ایرانی در ذهن نیروهای خودی به جا بگذاره.

سال ۱۳۶۵ بود که مقدمات فرماندهی بابایی در نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی فراهم شد تا جایی که حکم او توسط ریاست جمهوری امضا شده بود ولی خودش سرلشکر منصور ستاری رو برای این پست لایق تر می دونست و پیشنهاد داد.  بعد از موفقیت های پی در پی ای که شهید بابایی برای نیروی هوایی ثبت کرد، در سال ۱۳۶۶ به درجه سرتیپی ارتقا پیدا کرد و همچنان پرواز های عملیاتی را انجام می داد.

در روز پانزدهم مرداد سال۱۳۶۶ که مصادف با عید قربان بود، عباسِ۳۷ ساله به همراه سرهنگ نادری با یک فروند اف-۵ آموزشی از پایگاه هوایی تبریز عازم انجام ماموریت میشند. بعد از پایان ماموریت، شهید بابایی در مسیر بازگشت در آسمان مرزی ایران و عراق حوالی سردشت هدف گلوله های تیربار ضد هوایی قرار گرفت و به دلیل برخورد تیر با سر ایشون بلافاصله به شهادت می رسند.

طبیعی بود که خبر شهادت عباس بابایی برای اهل فن و اون هایی که عباس رو می شناختند، خیلی سنگین بود تا جایی که وقتی این خبر به سرلشکر رحیم صفوی رسید با این که در جلسه ای با فرماندهان ارشد سپاه مشغول بررسی عملیات بودند، جلسه خود به خود تعطیل میشه.

برای مردانی همچون بابایی مرگ در بستر انصاف نیست و شهادت تنها مسیری است که اون ها رو باید به لقاالله برسونه….

 


پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

لطفا معادله امنیتی را وارد کنید. * Time limit is exhausted. Please reload the CAPTCHA.