حمله ی بی نظیر به پایگاه اچ 3 | هوافضای جوان

حمله ی بی نظیر به پایگاه اچ ۳

۱۵ فرودین ۱۳۶۰… روزی که اقتدارشو هیچوقت تاریخ فراموش نمیکنه… یه مدال رو سینه‌ی نیروی هوایی جمهوری اسلامی ایران… پیچیده‌ترین عملیات ثبت شده تو جهان برای فانتوم (F4-E)، عملیات اچ ۳…

Picture1

نقشه شماتیک عملیات H3، برای ابعاد بزرگ تر روی عکس کلیک کنید.

الولید یا H3 اسم مجموعه ی سه پایگاه نظامی نزدیک هم تو غربی ترین نقطه ی عراقه، نزدیک مرز اردن. تو نقطه‌ای که عراق به خوبی می‌دونسته ایران برای رسیدن بهش باید از دل خاک دشمن بگذره یا عراق رو دور بزنه که برد هیچ هواپیمای ایران جوابگوی این مسیر نبود. این مسئله تو نظر همه رسیدن به الولید رو برای جنگنده های ایران یه رویای محال جلوه میداد! اما، رویایی که برآورده شد…

گذر از دل خاک دشمن رو هیچ عقل سلیمی قبول نمیکرد، به خصوص که سر راه کلی شهر مجهز به پدافند هوایی وجود داشت، در ثانی، قطعاً بعد عملیات رهگیرهای عراقی بلند می شدن و این با توجه به تعداد اونا تو خاک خودشون احتمال زنده برگشتن خلبانان ایرانی رو به صفر می رسوند.

دور زدن عراق چطور ممکن بود؟ مسیر رفت و برگشت تا پایگاه الولید از مرز عراق با ترکیه و سوریه، سه برابر برد جنگنده های ایران بود! چطور میشد این مسیر رو طی کرد؟ چاره‌ی کار سوخت گیری هوایی بود!

۱۵ فرودین ۱۳۶۰ ( ۴ آوریل ۱۹۸۱) عملیات حمله به اچ ۳ انجام شد. برای رسیدن به اچ ۳ نیاز به دو بار سوخت گیری هوایی بود! تو این عملیات ۸ فانتوم (هر کدوم با دو خلبان) و دو هواپیمای سوخت رسان (بوئینگ ۷۰۷ و بوئینگ ۷۴۷) حضور داشتن.

بذارین قبل شرح عملیات نام ببریم از آدمایی که نامشون برای همیشه همراه این عملیات میمونه.

  • سرلشکر شهید جواد فکوری، فرمانده ی وقت نیروی هوایی ارتش، که با آگاهی از انتقال بخش زیادی از تجهیزات عراق، به پایگاه سه گانه ی الولید سریعاً از فرماندهان خواست برای نابودی اچ ۳، عملیاتی طراحی کنن.

13920507000299_PhotoL_V

  • سر لشکر بهرام هوشیار که همراه سر لشکر فریدون ایزدستا طراحی عملیات رو به عهده داشتن.

200px-Hoshyar

  • امیر سرتیپ دوم خلبان فرج ا… براتپور، که فرمانده ی دسته ی پروازی این عملیات بودن.

امیر خلبان فرج‌الله براتپور

حالا بریم سراغ شرح عملیات:

۱۰ فانتوم روز عملیات از پایگاه سوم شکاری نوژه بلند شدن (هشت فانتوم اصلی برای عملیات و دو فانتوم برای رزرو) و به سمت ارومیه رفتن، هم زمان دو فروند بوئینگ ۷۰۷ از فرودگاه تهران برخاستن، این دو تا درست بالای دریاچه ی ارومیه به فانتوم ها رسیدن و اولین مرحله ی سوخت گیری هوایی بالای دریاچه صورت گرفت. بعد از این مرحله فانتوم ها به سمت مرز مشترک عراق و ترکیه رفتن. با خروج فانتوم های اصلی از مرز، دو فانتومی که به صورت رزرو و برای پشتیبانی همراه بقیه بودن به پایگاه نوژه برگشتن. به خاطر اینکه رادار های دشمن قادر به شناسایی جنگنده های ایران نباشه، فانتومها باید در ارتفاع بسیار پایین (۲۰ تا ۳۰ متری سطح زمین) پرواز میکردن، و این امر با توجه به کوهستانی بودن مسیر بسیار دشوار و نفس گیر بود. البته جالبه بدونین هم ترکیه و هم عراق متوجه حضور هواپیماهایی تو مرز میشن، ولی گمون میکنن هواپیمای دوسته برای گشت‌زنی تو مرز خودی. این موضوع نشون میده که انتخاب مرز برای حرکت چه انتخاب هوشمندانه ای بوده.

البته این لو نرفتن دلیل دیگه ای داشته، برای پایین آوردن ریسک لو رفتن عملیات و گمراه کردن دشمن، چند عملیات پشتیبانی برای این عملیات تعریف شده بود، برای مثال اولین عملیات پشتیبانی حمله ی همزمان به نیروگاه کرکوک بوده. همزمان با خروج فانتوم های عملیات حمله به اچ ۳ از مرز، اف ۵ هایی که از فرودگاه تبریز بلند شده بودن به پالایشگاه کرکوک حمله کردن، تا نیروهای عراقی رو گمراه کنن. جالبه بدونین درسته این عملیات صرفاً برا رد گم کنی دشمن بوده، ولی کاملاً موفقیت آمیز بوده. این حمله ی همزمان باعث شده نیروهای عراق و ترکیه به مرز مشکوک نباشن و تو کرکوک متمرکز شن. همین هوشمندی طراحی عملیات رو می رسونه.

برگردیم سراغ فانتوم ها، داشتم می گفتم که فانتوم ها تو ارتفاع پایین داشتن توی مرز ترکیه و عراق به مسیرشون ادامه می دادن. سوخت گیری هوایی دوم تو مرز مشترک سه کشور عراق و ترکیه و سوریه انجام گرفت، یک نقطه‌ی بسیار استراتژیک و حساب شده برای انجام همچین عملیات مخفیانه ای. سوخت گیری دوم توسط دو تا بوئینگ ۷۴۷ انجام شد. مخفی نگه داشتن بوئینگ ۷۴۷ به اون عظمت تو مدت زمان سوخت گیری یکی دیگه را نقاط قوت این عملیات بوده.

500px-H3_707-747

دونستن این که این بوئینگ های غول پیکر از کجا پیداشون شد هم خالی از لطف نیست. این هواپیماهای مسافربری صبح همون روز به مقصد دمشق حرکت کرده بودند، تو فروگاه دمشق بهشون اطلاع داده میشه که باید تو این عملیات شرکت کنن و جالبه که خلبان‌ها شجاعانه می پذیرن، اونها بدون مسافر و با باک کاملاً پر بلند میشن، اما برج دمشق و کنترل هوایی ترکیه مسیر اونا رو از آسمون ترکیه و به سمت تهران میدونستن، نه به سمت مرز عراق و سوریه! پس چطور تونستن مسیرو تغییر بدن و حساسیت ایجاد نکنن؟ این هواپیماها با نزدیک شدن به محل و زمان سوخت گیری به برج دمشق اعلام میکنن که مسیرشون رو گم کردن، به سمت محل سوخت گیری میرن، بعد سوخت گیری همون حوالی گشت زنی میکنن و منتظر میمونن تا جنگنده ها برگردن و مرحله‌ی سوم سوخت گیری انجام بشه، بعد از مرحله‌ی سوم به مسیر اصلی خودشون برمیگردن و اعلام میکنن راه رو پیدا کردن!

خب برگردیم سراغ فانتوم ها، سوخت گیری دوم تو مرز مشترک سه کشور عراق و ترکیه و سوریه با کمک بوئینگ های ۷۴۷ انجام میگیره و فانتوم ها مسیر خودشون رو تو مرز عراق و سوریه تا پایگاه الولید ادامه میدن. با رسیدن به نزدیکی این پایگاه سه گروه می شن، دو گروه سه نفره و یه گروه دو نفره. حمله به پایگاه الولید از پشت پایگاه و از سمت مرز اردن صورت گرفت و همین باعث غافلگیری بیشتر اهالی پایگاه شد. جالبه بدونین از اونجاییکه عراقیا اصلا به فکرشون نمیرسید ایران بتونه به اونجا برسه، فکر میکنن نیروهای خودیه و با علامت دادن بهشون سعی میکنن مقدمات فرودشون رو فراهم کنن که با بمباران مواجه میشن. خلبان براتپور به عنوان فرمانده‌ی دسته پروازی، خودش تو یه دسته ی سه فروندی به سمت پایگاه اصلی میرن، چون دو تا پایگاه قبلی به هواپیماها نزدیک‌تر بودن قبل رسیدن به پایگاه سوم بمباران اونا شروع شده بود و در نتیجه پدافند پایگاه اصلی فعال شده بود، برای همین دسته ی خلبان براتپور مسیر حمله رو تغییر میدن و از پشت محلی که عراقی ها انتظار داشتن حمله میکنن، همین باعث میشه پایگاه اصلی هم با موفقیت بمباران شه.

بعد از بمباران موفقیت آمیز پایگاه اچ ۳، فانتوم ها به سمت ایران از همون مسیر رفت، برگشتند، اما یکی از هشت فانتوم ایرانی به خاطر بمباران از ارتفاع پایین و برخورد ترکش بمباران خودش به بدنه ی خودش دچار آسیب شده بود. این فانتوم تحت کنترل خلبان خضرایی بود. خلبان خضرایی با اون وضعیت بدون شک نمی‌تونست خودش رو به مرز ایران برسونه، برای همین از بقیه‌ی فانتوم‌ها جدا میشه و تو یه فرودگاه متروکه تو منطقه ی دیرالزور سوریه فرود میاد. (در مورد بازگشت خلبان خضرایی و این هواپیما داستان افسانه مانندی وجود داره! که نقل میکنه بعد تعمیرات لازم، این هواپیما از دل خاک عراق به ایران بر میگرده…) بعد از جدا شدن خلبان خضرایی از دسته‌ی پروازی، بقیه‌ی فانتوم‌ها به سمت ایران بر میگردند. تو مسیر برگشت موقع گذشتن از بالای سر جاده بین‌المللی عراق به اردن، خلبان براتپور یک تریلی حامل محموله نظامی رو مشاهده می کنن، ایشون طی یک تصمیم ناگهانی برای چند دقیقه از دسته ی پروازی جدا میشه و تریلی رو مورد هدف قرار میده و برمیگرده، اما همین تصمیم ناگهانی باعث میشه جون خلبان براتپور و خلبان دوم همون هواپیما به خاطر کم آوردن سوخت دچار مخاطره ی جدی بشه. فانتوم ها به سمت محل تانکرهای سوخترسان حرکت میکنن، خلبان براتپور میبینه سوختشون کمه اما تانکرها رو تو دیدرس ندارن، از تماس رادیویی هم نمیخواستن استفاده کنن، برای همین بسیار نگران میشه، اما درست تو قطره های آخر سوخت، موفق میشه هواپیما رو به سوخت رسان ها برسونه و سوخت گیری کنه. بعد از سوخت‌گیری مرحله سوم حرکت به سمت ایران ادامه پیدا می کنه. نیروهای عراقی که تازه متوجه میشن این حمله کار نیروی هوایی جمهوری اسلامی ایران بوده، با چند هواپیمای رهگیری برای تعقیب این فانتوم ها و سرنگون کردنشون اقدام میکنه، اما با رسیدن به نزدیک مرز ایران و از جلو پشتیبانی چند فروند اف ۱۴ و اف ۵ باعث عقب نشینی و ناکامی نیروهای عراقی میشه. سوخت گیری مرحله ی ۴ دوباره بر فراز دریاچه ارومیه انجام میشه و هواپیماها به پایگاه نوژه برمیگردن. با فرود فانتوم ها استقبال گرمی تو پایگاه نوژه از اونا میشه، بدون اینکه کسی در جریان باشه این خلبان‌های دلاور از چه عملیات عظیمی برگشتن.

اول کاری از عملیات های پشتیبانی براتون گفتم، موقع برگشت هم عملیات پشتیبانی حمله به بغداد در نظر گرفته شده بود که با مقابله ی هواپیماهای عراقی ناکام موند.

اچ ۳ آیینه‌ی تمام نمای شجاعت و جان بر کفی نیروهای ایرانه… جالبه بدونین جز خلبان براتپور که تو برنامه ریزی عملیات هم نقش داشتند، هیچ کدوم از خلبان ها از قبل از همچین عملیاتی اطلاع نداشتن! ساعت ۱ بامداد ۱۵ فروردین ماه خلبان هایی که برای این عملیات انتخاب شده بودن به پست فرماندهی احضار شدن و با یه جلسه توجیهی عملیات براشون شرح داده شد و هیچ کدوم از اونا از پذیرش این عملیات خطرناک و پر ریسک ابایی نداشتن. بعد نماز صبح هم این عملیات اجرا میشه…

این عملیات و پیروزی این عملیات به شدت باعث تضعیف روحیه ی دشمن و تقویت روحیه ی نیروهای خودی شد، جالبه بدونین عراق در لحظات اول بعد از حمله فکر کرده بود اسرائیل بهش حمله کرده! و گمون نمی‌کرد ایران از پس همچین عملیات دشواری بربیاد… این عملیات تونست با تغییر روحیه باعث بشه مقدمات پیروزی تو دو عملیات بزرگ زمینی بعد از خودش فراهم بشه. (ثامن الائمه و طریق القدس)

این عملیات غرور آفرین برای ایران هیچ تلفاتی در بر نداشته (جز آسیب به هواپیمای خلبان خضرایی) ولی عراق متحمل تلفات زیادی شد، از جمله: ۳ فروند هواپیما آنتونف۱۲، ۱ فروند بمب افکن توپولف ۱۶، ۵ فروند سوخو ۱۷، ۴ فروند میگ ۲۱، ۸ فروند میگ ۲۳، ۱ فروند داسو میراژ اف ۱ و ۴ فروند هلیکوپتر. علاوه بر این ها که کامل نابود شدند، ۱۱ فروند هواپیمای دیگه به صورت غیر قابل تعمیر خسارت دیدن. نیروهای انسانی این سه پایگاه هم همگی جون خودشون رو از دست دادند.

بازتاب های فرهنگی این عملیات بعد از جنگ هم کم نبوده… برای مثال میشه به فیلم “حمله به اچ ۳” محصول سال ۱۳۷۳ به کارگردانی شهریار بحرانی اشاره کرد، که این عملیات رو در قالب داستانی سینمایی پیاده کردن.

Hamle-Be-H3-206x300

مستندهای زیادی هم در مورد این عملیات ساخته شده که با جستجو تو دنیای مجازی میتونین اونارو تماشا کنین.

کتاب ها و مقالات زیادی در مورد این عملیات هم نوشته شده، اما میشه به راحتی ادعا کرد مهمترین و معروفترین کتاب تو این زمینه کتاب «حمله ی هوایی به الولید» است که با تکیه بر اصل ماجرا و داستانی نکردن ماجرا روایت مستند و کاملی از این حمله رو نزدیک به ۳۰ سال بعد از اون (سال ۱۳۸۹) روایت میکنه. این کتاب توسط احمد مهرنیا که یکی از خلبانان جوان شرکت کننده تو عملیات بودن به رشته ی تحریر دراومده و این خودش این کتاب رو حائز اهمیت میکنه.

حمله-هوایی-به-الولید229d3717d6  114440_229

 

تو پایان این نوشتار هم جا داره یاد کنیم از دیدار خلبانای دلیر این عملیات بی نظیر با امام (ره).

h3.jpg4


پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

لطفا معادله امنیتی را وارد کنید. * Time limit is exhausted. Please reload the CAPTCHA.