شهید عباس دوران | هوافضای جوان

شهید عباس دوران

سال ۱۳۶۱ بود که عراق در بحبوحه ی جنگ تصمیم داشت با برگزاری اجلاس سران غیر متعهد تو کشورش، به همه دنیا نمایش قدرت بده و امنیت شهرهاش رو در عین درگیری تو جنگ نشون بده. از طرف دیگه برگزاری این اجلاس تو عراق، برد سیاسی بزرگی برای صدام محسوب میشد تا جایی که صدام تو یکی از سخنرانی هاش ادعا کرده بود:«خلبان های ایرانی ترسو اند و جرأت نزدیک شدن به آسمون بغداد رو برای برهم زدن اجلاس ندارند». تلاش های سیاسی ایران برای جلوگیری از برگزاری این اجلاس هم فایده نداشت و ناچارا باید با عملیات نظامی امنیت بغداد زیر سوال میرفت. چون برد موشک های ایران در اون روز به بغداد نمی رسید، جنگنده های نیروی هوایی ارتش گزینه  اصلی برای انجام عملیات شدند.

abas3

روز عملیات رسید و سه جنگنده ایرانی برای انجام عملیات عازم شدند. یکی از جنگنده ها برای پیشتیبانی در مرز موند و دو جنگنده دیگه که عباس دوران خلبان یکی از اون ها بود به سمت بغداد حمله بردند. بمباران کردن پالایشگاه الدوره و نیروگاه اتمی بغداد، زیر آتیش پدافند هوایی عراقی ها انجام شد. شدت آتیش پدافند دشمن به قدری بود که جنگنده دوران موقع عبور از اون، هدف چند تیر قرار گرفت و جنگنده از دم شروع به سوختن کرد. هواپیمای شهید دوران، قادر به ادامه مسیر نبود و سقوط هواپیما حتمی بود. عباس که فرمانده عملیات بود به جنگنده ی دوم دستور داد تا بدون همراهی اون، به ایران برگرده و ایجکت صندلی عقب رو فعال کرد و خلبان منصور کاظمیان رو از جنگنده بیرون پرتاب کرد. حالا عباس مونده بود و هواپیمای آتیش گرفته ای که هر لحظه به زمین نزدیک تر میشد. گویا عباس تصمیم نداشت به پروتکل خلبانی عمل کنه و از کابین بیرون بیاد. سرجنگنده رو به سمت ساختمان هتل اجلاس منحرف کرد و هواپیما رو به موشکی تبدیل کرد تا با برخورد به اون، دیگه خبری از ساختمان اجلاس نباشه….

abas1

کاری که عباس کرد رو هیچ خلبانی تو دنیا نتونست بفهمه الا رفقایی که ازش شنیده بودند که می گفت:«اگر هواپیما بال نداشته باشه، خودم بال در می آرم و رو سر دشمن فرود میام و تن به اسارت نمی دم » . عباسی که با انجام ۱۲۰ عملیات موفق در ۲ماه  بین بعثی ها معروف شده بود، اسارتش آرزویی بزرگ برای اون ها شده بود.

قهرمان من، عباس دوران متولد ۲۰ مهر سال ۱۳۲۹ در شهر شیراز بود. بعد از گرفتن مدرک دیپلم، علاقه ی شهید دوران به فن خلبانی اون رو در سال ۱۳۵۱ به دانشکده خلبانی نیروی هوایی ایران کشوند. بعد از طی کردن دوره های مقدماتیش برای گذروندن دوره های تکمیلی در سال ۱۳۵۲ به آمریکا فرستاده شد. ابتدا برای فراگیری زبان انگلیسی به پایگاه لکند فرستاده شد و نهایتا دوره های تکمیلی خلبانی رو تو پایگاه کلمبوس ایالت می سی سی پی با موفقیت تموم کرد. یکسال بعد به ایران برگشت و به محض ورودش تو پایگاه یکم شکاری مشغول به خدمت شد. بعد از اونجا پایگاه سوم شکاری همدان میزبان شهید بود.

abas

در مدت حضور شهید دوران در پایگاه شهید نوژه، درحالی که مسئولیت معاونت عملیات فرماندهی  پایگاه رو هم برعهده داشت، عملیات معروف مروارید انجام شد. عملیاتی که در اون اسکله نفتی الامیه و البکر رو که متعلق به عراق بود، غرق کرد. نتیجتا انهدام این سکوهای نفتی روی صادرات نفت عراق، تاثیر زیادی گذاشت. شهید دوران با انجام عملیات های موفق در منطقه فتح المبین شرایط رو برای پیروزی نیروهای زمینی آماده کرد. اما عملیاتی که در اون اسم شهید دوران با ثبت در جدول آمار ها و درگیری های هوایی، جهانی شد و تو دنیا با عنوان A_DoWran شناخته میشه، نبردی بود که طی اون دو تا اف۱۴ ایرانی به مقابله با ۹ جنگنده ی عراقی میرند تا از تجاوزشون جلوگیری کنند. با مهارتی که شهید دوران و همرزمانش تو جنگ های هوایی داشتند، ۲ فروند میگ ۲۳ عراقی رو سرنگون کردند و مابقی هم از ترس جونشون   از محل نبرد که مرز های ایران بود، فراری شدند.

abas4

علی رغم وابستگی که بین عباس و خانواده اش وجود داشت، به دلیل شرایط بحرانی کشور امکان بازدید هر چند ماه یکبار پیش می اومد. در ادامه بخشی از نامه شهید به همسرش رو با هم مرور می کنیم که شهید از شرایط سخت جنگ می گوید:« ﺧﯿﻠﯽ ﻓﺮﺻﺖ ﻛﻢ ﻣﯽ ﻛﻨﻢ ﺑﻪ ﺧﻮﻧﻪ ﺳﺮ ﺑﺰﻧﻢ ، ﻋﻠﯽ ﻫﻢ ﻫﻤﯿﻨﻄﻮﺭ ﺣﺘﯽ ﻓﺮﺻﺖ ﺩﻭﺵ ﮔﺮﻓﺘﻦ ﺭﻭ ﻫﻢ ﻧﺪﺍﺭﻡ . ﺩﻭﺵ ﻛﻪ ﭘﯿﺸﻜﺶ ﭘﻮﺗﯿﻨﻬﺎﯾﻢ ﺭﺍ ﻫﻢ ﺩﻭ ﺳﻪ ﺭﻭﺯ ﯾﻜﺒﺎﺭ ﻫﻢ ﻭﻗﺖ ﻧﻤﯽ ﻛﻨﻢ ﺍﺯ ﭘﺎﯾﻢ ﺧﺎﺭﺝ ﻛﻨﻢ …. ﺑﭽﻪ ﻫﺎﯼ ﮔﺮﺩﺍﻥ ﯾﻚ ﺷﺐ ﻭﻗﺘﯽ ﻣﻦ ﻭ ﻋﻠﯽ ﺩﺍﺷﺖ ﻛﻢ ﻛﻢ ﺧﻮﺍﺑﻤﻮﻥ ﻣﯽ ﺑﺮﺩ ﺩﺳﺖ ﻭ ﭘﺎﯾﻤﺎﻥ ﺭﺍ ﮔﺮﻓﺘﻨﺪ ﻭ ﺍﻧﺪﺍﺧﺘﻨﺪ ﺗﻮﯼ ﺣﻤﺎﻡ ﺁﺏ ﺭﺍ ﻫﻢ ﺭﻭﯾﻤﺎﻥ ﺑﺎﺯﻛﺮﺩﻧﺪ . ﺍﻭﻟﺶ ﻛﻠﯽ ﺑﺪ ﻭ ﺑﯽ ﺭﺍﻩ ﺣﻮﺍﻟﻪ ﺷﺎﻥ ﻛﺮﺩﯾﻢ ﺍﻣﺎ ﺑﻌﺪﻓﻜﺮ ﻛﺮﺩﯾﻢ ﺧﺪﺍ ﭘﺪﺭ ﻭ ﻣﺎﺩﺭﺷﺎﻥ ﺭﺍ ﺑﯿﺎﻣﻮﺭﺯﺩ ﭼﻮﻥ ﭘﻮﺗﯿﻨﻬﺎﯾﻤﺎﻥ ﺭﺍ ﻛﻪ ﺩﺭ ﺁﻭﺭﺩﯾﻢ ﺩﯾﺪﯾﻢ ﻻﯼ ﺍﻧﮕﺸﺘﻬﺎﯾﻤﺎﻥ ﻛﭙﻚ ﺯﺩﻩ ﺍﺳﺖ .
ﻣﻬﻨﺎﺯ ﻣﻮﺍﻇﺐ ﺧﻮﺩﺕ ﺑﺎﺵ ﺍﯾﻦ ﺣﺮﻓﻬﺎ ﺭﺍ ﻧﺰﺩﻡ ﻛﻪ ﻧﺎﺭﺍﺣﺖ ﺑﺸﯽ ﺑﺎﻻﺧﺮﻩ ﺟﻨﮓ ﺍﺳﺖ ﻭ ﻭﺿﻌﯿﺖ ﻣﻤﻠﻜﺖ ﻏﯿﺮ ﻋﺎﺩﯼ . ﻧﻤﯽ ﺷﻮﺩ ﺗﻮﻗﻊ ﺩﺍﺷﺖ ﭼﻮﻥ ﯾﻚ ﺳﺎﻝ ﺍﺳﺖ ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ ﻛﺮﺩﯾﻢ ﻭ ﯾﺎ ﭼﻮﻥ ﻣﺎ ﻫﻤﺪﯾﮕﺮ ﺭﺍ ﺧﯿﻠﯽ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﯾﻢ ﺟﻨﮓ ﻭ ﻣﺮﺩﻡ ﻭ ﻛﺸﻮﺭ ﺭﺍ ﺭﻫﺎ ﻛﺮﺩ ﻭ ﺁﻣﺪ ﻧﺸﺴﺖ ﺗﻮﯼ ﺧﺎﻧﻪ . ﺍﺯ ﺟﯿﺐ ﺍﯾﻦ ﻣﺮﺩﻡ ﺑﺮﺍﯼ ﺩﺭﺱ ﺧﻮﺍﻧﺪﻥ ﺍﻣﺜﺎﻝ ﻣﻦ ﺧﺮﺝ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ ﭘﯿﺶ ﺍﺯ ﺟﻨﮓ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺭﺍﺣﺘﯽ ﺩﺍﺷﺘﯿﻢ ﻭ ﺑﻪ ﻗﺪﺭ ﺧﻮﺩﻣﺎﻥ ﺧﻮﺷﯽ ﻛﺮﺩﯾﻢ ﻭ ﺧﻮﺵ ﺑﺨﺖ ﺑﻮﺩﯾﻢ ﺑﻪ ﻗﻮﻝ ﺑﻌﻀﯽ ﺍﺯ ﺑﭽﻪ ﻫﺎﯼ ﮔﺮﺩﺍﻥ ﺧﻮﺏ ﺧﻮﺭﺩﯾﻢ ﻭ ﺧﻮﺍﺑﯿﺪﯾﻢ ﺍﻻﻥ ﺯﻣﺎﻥ ﺟﺒﺮﺍﻥ ﺍﺳﺖ»

abas6

اگر در توصیف عباس دوران بگوییم،شجاعت و ایثار و اخلاص تنها با عبارت هایی دل خودمون رو آروم کرده ایم،چرا که کجا کلمات می تونند، بزرگی و بلندی روح اون ها رو نشون بدهند. پیکر پاک شهید عباس دوران بعد از حدود ۲۰ سال انتظار در روز ۱۰ مرداد سال ۱۳۸۱ به کشورمون برگشت و طی مراسمی با حضور مسئولان در شیراز به خاک سپرده شد.

abas5

 

 


3 دیدگاه در ”شهید عباس دوران

  • ۲۶ آذر ۱۳۹۴ در ۶:۱۱ ب.ظ
    پیوند یکتا

    سلام.
    آقای دهکردی, تشکر ازتون.
    من از مخاطبین قدیم سایت هستم, چرا اغلب کار های شما فیلم نداره؟

    پاسخ
    • ۲۷ آذر ۱۳۹۴ در ۲:۰۳ ب.ظ
      پیوند یکتا

      سلام
      خواهش می کنم.
      تلاش برای پیدا کردن فیلم مناسب همیشه وجود داشته، اما فضای بعضی نوشته ها این اجازه رو بهمون نمیده.

      پاسخ
  • ۲۷ آذر ۱۳۹۴ در ۴:۱۹ ب.ظ
    پیوند یکتا

    دهکردی یه ندا بده اومدی.
    دادا دمت گرم.این شهدا عشقای ما هستن.
    چشاتو عشقه دادا.بازم از شهدا بذارین.حبس تو بکشم

    پاسخ

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

لطفا معادله امنیتی را وارد کنید. * Time limit is exhausted. Please reload the CAPTCHA.