تاریخ هوافضا | هوافضای جوان

آتو لیلینتال (پادشاه گلایدر)

آتو لیلینتال (پادشاه گلایدر)

آتو لیلینتال آلمانی مهمترین پیشگام صنعت هوانوردی بود. او و برادرش گوستاو، که در تمام عمر همکار و دستیار او بود، از همان دوران جوانی پرواز پرندگان را مطالعه می‌کردند. لیلینتال بعد از شکست اولین تلاش‌هایش برای پرواز با بال‌هایی که با تسمه به فرد بسته می‌شدند، شروع به طراحی گلایدر کرد.
image
او مهندسی ماهر بود و با طراحی یک موتور به سود قابل توجهی دست یافت که باعث شد بتواند آزادانه و با جدیت روی پرواز کار کند. در سال ١٨٨۴ آتو تپه‌ای مخروطی به ارتفاع ١۵ متر بیرون از برلین ساخت تا بتواند از بالای آن گلایدرهایش را به آسمان بفرستد. او ١٨ مدل متفاوت از گلایدرهایی ساخت که سرنشین با طنابی از قسمت زیر بال‌ها به آن متصل می‌شد.
image
این گلایدرها اغلب از ترکه‌های باریک بید و پارچه های کتان بسیار سفت و محکم ساخته شده بودند. کنترل این گلایدرها به وسیله تنظیم بدن سرنشین و به وسیله تغییر مرکز ثقل بود. لازمه ایجاد چنین کنترلی داشتن بدنی قدرتمند بود.
در حالی که پیشگامان دیگر، از جمله لرد جرج کیلی، پروازهای آزمایشی با گلایدر انجام داده بودند، رویکرد سیستماتیک لیلنتال سطح کار در زمینه‌ی پرواز را ارتقا داد. طرح های او اولین طرح‌هایی بودند که اجازه‌ی پرواز پایدار و قابل تکرار را می‌دادند و قادر بودند مسافت‌هایی در حدود٢٣٠ متر پرواز کنند.
image
لیلینتال قادر بود هواپیمای خود را با مهارت کنترل کند. تنها مشکل گرایش هواپیما به حرکت به سمت پایین بود که تا حدودی به این دلیل بود که بال‌ها بر روی شانه‌ی سرنشین سوار بودند. در سال ١٨٩۶ گلایدر آتو ناگهان متوقف شد و با سر سقوط کرد. این حادثه باعث شکستن ستون فقرات آتو شد. او قبل از مرگش در آخرین جملات خود خطاب به برادرش گفت: این فداکاری‌ها باید انجام شوند.

 

 

آتو لیلینتال

آتو لیلینتال

آتو لیلینتال آلمانی مهمترین پیشگام صنعت هوانوردی بود.او و برادرش گوستاو، که در تمام عمر همکار و دستیار او بود، از همان دوران جوانی پرواز پرندگان را مطالعه می کردند. لیلینتال بعد از شکست اولین تلاش هایش برای پرواز با بال هایی که با تسمه به فرد بسته می شدند، شروع به طراحی گلایدر کرد.
IMG_0340
او مهندسی ماهر بود و با طراحی یک موتور به سود قابل توجهی دست یافت که باعث شد بتواند آزادانه و با جدیت روی پرواز کار کند. در سال ١٨٨۴ آتو تپه ای مخروطی به ارتفاع ١۵ متر بیرون از برلین ساخت تا بتواند از بالای آن گلایدرهایش را به آسمان بفرستد. او ١٨ مدل متفاوت از گلایدرهایی ساخت که سرنشین با طنابی از قسمت زیر بال ها به آن متصل می شد.
IMG_0343
این گلایدرها اغلب از ترکه های باریک بید و پارچه های کتان بسیار سفت و محکم ساخته شده بودند. کنترل این گلایدرها به وسیله تنظیم بدن سرنشین و به وسیله تغییر مرکز ثقل بود. لازمه ایجاد چنین کنترلی داشتن بدنی قدرتمند بود.

پرواز کنترل شده :
در حالی که پیشگامان دیگر، از جمله لرد جرج کیلی، پروازهای آزمایشی با گلایدر انجام داده بودند. رویکرد سیستماتیک لیلنتال سطح کار در زمینه ی پرواز را ارتقا داد. طرح های او اولین طرح هایی بودند که اجازه ی پرواز پایدار و قابل تکرار را می دادند و قادر بودند مسافت هایی در حدود٢٣٠ متر پرواز کنند.
IMG_0342
IMG_0341
لیلینتال قادر بود هواپیمای خود را با مهارت کنترل کند. تنها مشکل گرایش هواپیما به حرکت به سمت پایین بود که تا حدودی به این دلیل بود که بال ها بر روی شانه ی سرنشین سوار بودند. در سال ١٨٩۶ گلایدر آتو ناگهان متوقف شد و با سر سقوط کرد. این حادثه باعث شکستن ستون فقرات آتو شد. او قبل از مرگش در آخرین جملات خود خطاب به برادرش گفت : این فداکاری ها باید انجام شوند.

 

 

هواپیماهای ناندرتال!

هواپیماهای ناندرتال!

«هواپیما دو بال داره و دو دم افقی و یک دم عمودی. یک بدنه هم همه این ها رو به هم وصل میکنه و محل قرار گرفتن بار و مسافر ها رو هم فراهم میکنه.»

این تصور خیلی از ماها از یک هواپیماست و اگر از ما خواسته شود یک هواپیما نقاشی کنیم، احتمالاً خیلی از ماها همچین چیزی بکشیم. اینکه خیلی از ما در ذهنمان تصویر مشترکی درباره هواپیما داریم ناشی از اینست که در دوران بلوغ صنعت هواپیماسازی متولد شده ایم. در این دوره، مهندسین هوافضا تقریباً متوجه شده اند که چه ایده هایی برای ساخت یک وسیله پرنده مناسب است و چه ایده هایی جواب نمیدهد، برای همین چارچوب های کلی طراحی یک هواپیما مشخص شده و کمتر از دوران جوانی این صنعت، ایده های عجیب و غریب برای ساخت هواپیما دیده می شود!

اما شرایط همیشه اینطور نبوده،.. ادامه نوشته